در حرم

download_(1)_7c2z.jpgdownload_(1)_3skb.jpg

..........................

بهشت .......با پول

........................

در هر صحن اتاق هایی بود که چند یا یک اخوند در ان پشت میزی نشسته و اماده برای جواب دادن به مراجعین بود

بالای اتاق نوشته شده بود

پاسخ به سوالات شرعی .

اغلب بدون مراحعه کننده وگاه گداری یک نفر سایل

...................................

نکته جالب در یکی از صحن ها دو اتاق پبش هم که روی یکی از ان ها نوشته شده بود

مخصوص جواب به سوالات خانم ها

و عجیب تر این کسی که جواب می داد یک اخوند مرد بود

سوالات زنانه ......جواب دهنده مرد !!!!!!

به یاد متخصص زنان و زایمان مرد افتادم در کاشان دکتر انصاری .

................................

کاربرد این روحانی ها را در یکی از رواق ها دیدم

مثل این که مکانی نجس شده بود

یک نفر که لگنی بزرگ روی سرداشت و چند حوله و تکه ای شیلنگ

و یک اخوند هم دنبال ان ها بود امدند و بعد از پرس و جو از حاضران و شاهدان

جناب روحانی حکم طهارت را داد و ان چند نفر به صورت تیمی ان جا را به طرفه العینی طهارت دادند .

و دو باره لگن و شیلنگ جمع شد و روی سر قرار گرفت و رفتند.

................................

در صحن طبرسی که برای گرفتن غذای حضرتی رفته بودیم غرفه ای بود که مراجعه کننده زیادی داشت

بنا به خصلت کییوزی و فضولی ذاتی وارد و در صف قرار گرفتم

نوبتم که شد تکه ای نبات و یک تکه پارچه سیز به عنوان تبرک به من دادند

.............................

روی شیشه این کیوسک یک اطلاعبه جلب توجه می کرد .

..................................

نماز و روزه استیجاری

...............................

و خیلی جالب نرح داده بود .

از یک روز نماز تا چند سال نماز استیجاری و قضایی

و در باره روزه قضایی هم نرخ داده بود

از یک روز تا چند ماه

و همچنین نرخ کفاره روزه ...............

............................

خلاصه همه عبادات را به نرخ روز و تورم حساب کرده بود

و یک ترک هم با ان مسیول صحبت می کرد و ان اقا داشت برایش جساب می کرد با ماشین حساب .

...............................

جوان ترک به ان اقا می گفت که .................

ددم اوچ ایل نیمازی قیلمیردی

چوخ مریض اولموشدی

حواسی پرت اولدی .هچ کس تا نیمردی .

..............

بش ایل اروج قضا اولدی .

حالا حساب الی گی نن نه مقدار پول وررم سنه

..........................

بعنی

پدرم یه سال نماز نمی خوند

چون مریض شده بود

حواسش پرت شده بود و هیچ کس را نمی شناخت

سه سال هم روزه اش قضا شده بود

حالا حساب کن ببینم چه مقدار باید پول بدم

.............................f

اون اقا مشغول حساب کردن شد و من رفتم تو فکر که اگه طهارت هم قضا داشته باشه باشه باید چقدر پول داد بابت چند سال !!!!

نفهمیدم که حساب کتاب اون برادر چی شد .

...........................

یعنی اون بدبخت باید کار بکنه بده به یه نفر براش راحت نماز بخونه و روزه بگیره .

................

پس از این انشا نتیجه می گیریم که....

اگه پول داشته باشی و برای وارث بذاری و اونا دل رحیم باشن

برات نماز و روزه می خرند و راحت میشی و میری یهشت

و اگر نداشته باشی میری جهنم

.............................

قدیمیا می گفتن..........

پول بده رو سبیل شاه نقاره بزن .........