نامه به ماجو گوهر (10)

باقلوا و خرمای مغز گردویی !!!!!

مرده خور ها

.............

سلام ماجو گوهر ..

یه ساعت پیش اومده بودم دیدنت .

فاتحه ای و یه نایلون هم بر داشتم پر از اب کردم و ریختم رو سنگ مزارت .

به یاد اون روزی که می گقتی دالون خونه را با افتابه اب پاشی کن و چرخم را ببر اونجا

میبردم چرخت را و یه جله می نداختی ریر پات و تا شب اونجا پشم ریسی می کردی .

گاهی برات یه چایی می اوردم و یه خورده زنجفیل سابیده تو نلبکی می ریختی و با سر دوک چوبی به هم می زدی و هورت سر می کشیدی

خسته هم که می شدی دستت را زیر سرت می ذاشتی و کمی می خوابیدی .

...........................

ماجو گوهر

از ختم مرده ها برات می گفتم .

از زیارت که برگردند بعد از نماز قاتحه خونی شروع میشه .

صاحب عزا ها در دو صف منظم در دو طرف می ایستند با صورت های سه تیغه و پیراهن های مشکی اتو کشیده .

اول یه نفر قران می خونه و کم کم سر و کله مردم پیدا میشه .

میان تو جلسه و فاتحه ای می خونند و میرن .

چند سالی هست که دیگه با استکان چایی نمیدن بلکه با لیوان های یه بار مصرف

تابستون هم که شربت میدن .خنک و گوارا .

ولی چیزی که زسمیت پیدا کرده باقلواست اونم درجه یک کیلویی 25 هزار تومن .

و قنادی یاس غوغا می کنه در درست کردن باقلوا .

چه مرده هایی که در زندگی شون این بچه ها یه باقلوا بهشون ندادن گوشه خونه بخوره و مزه اش را بچشه .

حالا ورثه با گشاده دستی به حساب میت دارند بذل و بخشش می کنند .

.........

و چه خرما هایی معرکه

من همیشه تو ختم ها خرما که بر می داشتم سر هسته اش مسیله داشتم .

هسته را بیشتر وقت ها زیر فرس مسجد یا حسینیه قایم می کردم .

یه بار تو ختمی خرما را که می خوردم و دنبال استحصال هسته اش بودم تا اونو نافور کنم هسته زیر دندونم شکست و چند تکه شد و فکر کردم ای

دل غاقل برای خوردن یه خرما چند تا از دندون هام خرد شد .بند دلم به قول ماجو گوهر پاره شد

ولی با ادامه جویدن کم کم اخمام باز شد و فهمیدم که ای پسر دهاتی

مغز خرما به جای هسته حقنه کرده اند .

............

چند سال پیش منظره ای دیدم از خط تولید این خرماهای مغز گردویی

یکی از اقوام فوت کرده بود و تو خونه اش داشتند برای ختم اون خرمای گردویی درست می کردند .

چند خانم با میله خودکار هسته خرما را خارج می کردند و می دتدند به خانم بغل دستی و اونا هم با رافت یک چهارم مغز گردو می چپو ندند تو خرما .

و چند خانم هم اونا را تو دیس ها می چیدند برای بردن به ختم و خوردن خلق الله .

...................

خلاصه بعد از قران خوندن چند تا مداح گردن کلفت مفت خور میان و

شروع می کنند به عربده کشیدن و ابروی امام حسین را با روایت های دروغی بردن .

و با چشم های همچون عقاب خود به دنبال پیدا کردن چند رییس فلان بانک و چند تا کارخونه دار و چند تا رییس هیات .

و اگه یه ملا هم اومده باشه برای خوندن فاتحه از سلسله جلیله رو حانیت تشکر کردن .

...............

و خدا پدر کسی را بیامرزد که ختم های زنانه را منسوخ کرد و روزی این مفت خوران را نصف .

خلاصه فاتحه خونی تموم میشه و صاحبان عزا و بقیه مرده خور ها برای صزف شام میرن خونه متوفی .

شام خورده میشه و بعد از ساعتی همه خر دجال را سوار میشن و میرن محمد هلال یه سری به مرده بزنن .

..............

سر قبر یه چادر زده شده و قران خون به حساب خودش داره قران می خونه .

یه فاتحه می خونند و و هر کدوم بر می گردند به خونه هاشون .

قران خون هم قران را می بنده و زیپ چادر زا می کشه و پتو را میکشه بالا تا زیر قلقله .

یه خورده میره تو تلگرام و تانگو و اینستاگرام و چت کردن با ذکور و اناث

چشماش خسته میشه و خوابش می بره .

....................

حالا اون زیر برای مرده حساب و کتاب شروع میشه .

نکیر و منکر میان و سوال و جواب .

اگه مرده ی زرنگی بوده باشه تو این چند ساعت از مرده های اطراف

سوال های شب اول قبر را پرسیده و حاضر کرده .

مثل قرقی همه را جواب میده و نکیر و منکر دفتر و دستک شون را بر می دارن ومی رن .

..............

ولی اگه یه در میون جواب بده تو امتحان مشروط میشه و با التماس یه فزصت از شون می گیره برای دفعه بعد .

..........

راسی ماجو گوهر

تو اون دنیا دوست و اشنا سراغ داری چند تا سوال شب اول قبر را لو بده

حق و حسابش هم می رسه .

این جا که دم و بی دم سوال های کنکور لو میره و از ما بهتران راحت امتحان می دن و میرن بورسیه های قلابی می گیرن و دکترای قلابی پشت بندش و میان وکیل و وزیر میشن .

و این کشور را گل و بلبل می کنند .

......................

ماجو گوهر .

خسته شدی از بس برای مرده ها حرف زدم .

خواننده های وبلاگ هم خسته شدن و افسردگی گرقتن .

از فردا شروع می کنم از عروسی های این زمونه برات بگم و لز شادی ها

حالا برو موهای قشنگت را یه دست حنا ببند و دو تا گیس بلند بباف .

وقتی که مو هات جنایی شد میشه رنگ شرابی .

و خودت می دونی که جعقر چقدر موی شرابی دوست داره .

............

تو موی تا کمرت را بشوی دز چشمه

که من به تبرک از ان جا شراب بر دارم !!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 23:3 توسط جعفر سحابی | نظرات