oooo
نامه به ماجو گوهر...( 6)

مرده خور ها !!!!
.................
سلام ماجو گوهر ...
همیشه جمعه شب میام دیدنت وقت نماز
خلوت خلوت مردم دنبال نماز جماعت و جمع کردن ثواب ومن هم پیش تو و بابا کریم و ننه عذرا
دیروز می خواسم برات یه نامه بنویسم اینتر نت رفت تو بازی و قطع و وصل .
رسید به امروز راسی اونجا وضع اینتر نت چطوره سرعتش خوبه یانه
سایت و وبلاک فیلترشده دارین یانه .
یا بدون هزینه فیلتر شکن هر سایت و وبلاگی را باز می کنین .
مواظب بابا بزرگ باش یه وقت نره تو سایت های منکراتی و گیر گشت ارشاد بهشت بیفته و پیش صغرا ملا علی و علی امه و مسلم سقا
ابرو ریزی بشه .
خودت موهای حنا بسته ی شرابی ات را افشان کن و بهش بگو برات دو تا کیس یلند ببافه .
گاهی هم یواشکی رمز موبایلش را یاد گیر وقتی خوابش می بره بازش کن
ببین یه وقت تو تلگرام و واتساپ با حاج ......که خودت می گفتی تو جوونی دوسش داشته و قرار بوده با هاش ازدواج کنه با او چت نکنه .
ببین تو چه گروه هایی عضو هست .
اخه گرو ه های منکراتی زیاد شده و حیفه با با بزرگ خوشگل ما را با چت کردن از را ه بدر کنن .
................................
ماجون خوب من ....
قرار بود از مردن ها و مراسم عزاداری های این زمونه برات بگم .
چشم .....
........
قدیم یکی که می مرد هم خودش راحت می شد و بعد از چند ساعت تو محمد هلال توی قبزش بود و شب فاتحه خونی و ختمی ساده و والسلام .
بعد از یکی دو روز هم فامیل ها می رفتند رو قالی و صحرا دنبال کار خودشون .
ولی حالا....
بیا تما شا کن همه فامیل ها تقریبا با پرس و جو از پرستار ها و دکتر بیمارستان می فهمند چه روزی روز مردن اون مادر مرده است .
...................
مرد ها ی فامیل روز قبل از واقعه ریش خودشون را سه تیغه می کنند
و پسر ها و نوه ها میرن سلمونی و اونایی که اهل ابرو برداشتن هستند
ابرو های کلقت را نازک می کنند و ریش را می تراشند و و از سبیل هم که خبری نیست و بعضی ها به صورت کرم می زنند .
پیزاهن های مشکی را میبرند خشکشویی می شورند و اتو می کنند
و اماده مردن میت .
زن ها هم که می فهمند فردا فامیل اونا می میره سریع به ارایشگاه ها هجوم میارن .
پشم و پقاز های صورت را می کنند و ابرو ها را هلالی .
مو ها را مش اسخوانی یا این که بور می کنند .
ماجو گوهر ....
اگه یادت باشه روزگار ی شاید تو ابادی ما ده نقر با موی بور نبود
ولی حالا بیا ببین نصف زن های ابادی با یه لوله رنگ چطور مو های سیاه چون شبق خودشون را زرد می کنند .
پوست صورت سیاه و سبزه و مو ها بور .
قزبون اون موهای حنا بسته شرابی خودت که اصل اصل بود .
و می دونی من چقدر موی شرابی دوست دارم
خلاصه مو ها را رنگ می کنند و ابرو ها را کمانی و رنگ که با موها( ست )بشه .
خلاصه مثل یه عروسک سیاه افریقایی میان بیرون و اماده میشن برای استقبال از میت .
........................
میت که تو بیمازستان نفس اخر را کشید همه تر و تازه و تمیز اماده هستند .
مرده را از بیمارستان با امبولانس منتقل می کنند به غسالخانه تو پارک شادی .
گذشت اون روزایی که مفتی مفتی مرده می شستند و برای ثواب .
هزینه های بیمارستان به جای خود ولی صادر شدن قبض از این جا شروع میشه .
قبض امبو لانس از بیمارستان یا از خونه برای حمل میت
و قبض شستن مرده و قبض بعدی سهم شهرداری از شستن مرده در غسالخانه
................
مرده درغسالخانه در حال اخرین حمام است و دارن پنبه به اسافل و اعلاش و همه سوراخ سمبه هاش فرو می کنند .
ولی تو محوطه بیرون پسر ها و دختر ها مشغول رایزنی هستند که نهار چی بدن .
به فامیل های شهر های دیگه خبر بدن که بیان برای تشییع جنازه .
البته بعضی از بچه ها جیم فنگ می شن و یه ساعتی پیدا نیستند .
میزن خونه پدر مادر سوراخ سمبه ها را می گردن ببینند جایی گوشه کنار پول قایم شده ای هست یا مادر النگویی را جایی قایم کرده اونو کش برن .
و اگه کارت بانگی دارند تا خبر نشدن بانک پول ها را از بانک بگیرند .
یا اگه شکستنی قدیمی هست یواشکی بر دارند .
...............
مرده اماده و کفن شده را می ذارن توی یخچال برای فردا که فامیل ها از تهران یا جا های دیگه بیان .
میرن خونه پدر یا مادری که فوت شده .
اول یه وانت میارن و هر چی لحاف دشک و پتو از متوفی هست می ریزند توش
رو فرشی استکان نعلبکی و لیوان و کاسه و قاشقی که ازش غذا خورده
و خلاصه خیلی چیزای دیگه .
همه را روانه بیابان های صالح اباد اران می کنند و اگه بیدگلی باشه بیابان های اطراف سمبک .
...................
وقت نهار می رسه قدیم یه گوشت لوبیایی یا گوشت نخودی بار می کردند و با نون می خوردند
ولی حالا از رستوران هایی که مثل قارچ روییده دستور میدن به تناسب و تعداد چلو مرغ میاد و با نوشابه و سالاد .
اخه ابرو دار هستند و باید ابرو داری کنند و هر چه دوست و اشنا دارند به این بهانه سور بدهند ولی مرده داره توی یخچال غسالحانه یخ می کنه و میگه .
................
بی رحم و بی انصاف ها .
چه شبایی که منتظر یکی از شما بودیم به من سر بزنید یه چایی به من بدین و چند کلوم با من حرق بزنین .
از تنهایی تو خونه دق کردیم سر و کله هیچ کدوم پیدا نشد .
حالا ابرو دار شدین تو محل و فامیل .
..................

ماجو گوهر نهار که خورده شد میرن زینبیه دنبال فرستادن اس ام اس به مردم و نوشتن اعلامیه .
تا چند سال پیش مرده ها را تو بلند گو جار می زدند و مردم متوجه می شدند و لی حالا قدغن شده و با اس ام اس خبر میدن
با کلاس تر هست .
و بر سر اول و دوم نوشتن اسم ها گاهی بحث می کنند و اگه دکتر یا مهندسی داشته باشند که حتما باید با ذکر نام اون بنویسند .
دکتر یا مهندسی که شاید در زنده بودن پدر و مادر عارش می اومده به اونا سر بزنه و کمکی به اونا بکنه .
حالا همه به جناب دکتر یا مهندس تسلیت می گن .
...........................
+ نوشته شده در جمعه یکم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 11:3 توسط جعفر سحابی | نظرات