ssss
نظر قربونی !!!!

...............
من اصلا اعتقادی به چشم و نظر زدن ندارم از بیخ و بن
همه این ها را حرف مفت می دونم و ضعف در برابر طبیعت و قدرت خداوند .
از کودکی با این حرف ها بزرگ شده ام و با این حرف هلی مفت نظر زدن .
.......................
ماجو گوهر روزی پنجاه (750) گرم پشم می ریشت ولی یه بسته نمک ترکی و یه دعا که تو کیسه سبز رنگ که نمی دونم چی دعا یی توش بود به چرخش بسته بود .
یه وقتایی صغرا ملا علی پیر زن همسایه می اومد با هم حرف میزدند
تا صغزا می رفت نخ چرخش پاره می شد و یا دو کش می شکست
می گفت صغرا چشمش شوره و به من نظر زد .
...............
یه گاو سیاه هم داشتیم که از سید مختص ابادی خریده بودیم
پیشونی گاو را مثل یه علمات هیات چیزهایی بهش اویزون کرده بود .
از نمک ترکی بگیر تا مهره مازو تا ....س گربه تا چیزای دیگه
گاو سرش را که تکون می داد همه به چپ و راست حرکت می کردند مثل لباس رقص خانم جمیله .
تازه هر سال که به شازده قاسم می رفتیم یکی از کارهای من باز کردن این خرت و پرت ها از پیشونی گاو بود
یه گردنبد هم از مهره های ابی و زرد درست کرده بود که به گردن گاو اویزون کرده بود .
باید همه را به ضریح شازده قاسم می مالیدم تا شازده قاسم پیش خدا واسطه بشه این گاو مافنگی که چهار تا پوسه هندومه و یه تغار کنجاله و پوسه می خورد به اندازه یه گاو نژاد هلندی شیر بده !!
...............................
یه وقتایی ماجو گوهر داشت گاو را می دوشید
یه نفر می زسید دوشیدن را رها می کرد و جمله هایی می گقت که
حتما توی جمله نمک بود
بعد که ازش می پرسیدم می گفت برای رفع چشم زخم هست .
خودش هم همیشه به یه سنجاق قفلی نمک ترکی و مهره ابی و چیزای دیگه وصل کرده بود و زیر چارقدش می زد .
....................
ما جو گوهر روش نمیشد که رو پیشونی خر سبز بابا بزرگ علی اکبر
دعا و مهره اویزون کنه
ولی در عوض جلو طویله یه نمک ترکی بزرگ و یه رشته بزرگ اسفند اویزون کرده بود .
ولی خداییش الاغ پدر بزرگ را خدا یه نمک ترکی طبیعی و خیلی بزرگ
به زیر شکمش اویزون کرده بود که جد اعلای همه نمک ترکی ها بود و در موقع لزوم همه را ازدیدنش شگفت زده و فراری می شدند و هر چه به با بابزرگ می گفتند که مدل ماشینت را از مردانه به زنانه تبدیل کن
همسایه ها مرتب میان و نون می پزند تو این خونه و بچه هم زیاد میاد این جا و این نمک ترکی اویزون خدایی خیلی منکراتی هست
گوش نداد که نداد می گفت خر خودمه می خوام نر باشه هر کی دوست نداره نگاه نکنه
اون روز ها نه اماکن بود و نه گشت ارشاد که همسایه ها بتونن شکایت کنن!!!!!!
..........................
یه نمک ترکی هم به دستور ماجو جلو مطبخی که نون خونگی می پختیم اویزون کرده بودم .
وقتی هم که پمپ اب زدیم سر چاه مهره و نمک ترکی به لوله ای که اب به حوض می ریخت بسته شد .
.................
در ورودی باغچه خونه ما هم از این موهبت در امان نمانده بود
خونه خرابه ما شده بود کلکسیونی از نمک ترکی و نظر قربونی


+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 23:47 توسط جعفر سحابی | نظرات