دوستان لاکچری من!!! (  1  )

................

ده بیس تا دوس و رفیق بودیم تو کوچه محله که رفتیم مدرسه  ابتدایی 

دبستان را که تموم کردیم چند تاشون ترک تحصیل کردن و رفتند رو قالی 

منم دیگه روزانه نرفتم و متفرقه درس خوندم و الله بختکی دیپلم گرفتم و رفتم سپاهی دانش .

البته بعضی زفقا روزانه درس خوندن و دیپلم گرفتن .

...................

پدر همه ما ها قالی باف بودن و پدر بزرگ ها همه رعیت 

تو خونه های همسایه داری یه اتاق و یه طویله .

اتاق های سیاه و دود زده .

پدر بزرگ ها همه الاغ داشتند و یکی دو تاشون حتی یه خر هم نداشتند که بر گشتن از صحرا علف ها را بار خر کنن و و خودشون کول نگیرند