خاتون
خاتون مو شرابی

....................
تو زلف تا کمرت را بشوی در چشمه ...که من به تبرک از ان جا شراب بر دارم.
..............................................
سلام ماجو گوهر.....
امروز اول ماه رمضان و به قول تو مامبارک است .
نمی دونم اونجا هم روزه می گیرین یانه .یا دارین مزد روزه های این دنیا را
تو بهشت از خدا می گیرین .یادمه هم تو هم بابا بزرگ مرتب روزه می گرفتین .
اینجا هوا خیلی گرمه ماجو ولی خیلی ها روزه می گیرن و خیلی ها هم روزه می خورن .
.......................
امروز می خوام دو باره شروع کنم از روز و حال عروسی ها و لباس ها و ارایش ها
از ارایش و رنگ کردن مو شروع می کنم
..................

هرچه یادم میاد مو های تو حنایی بود با دوتا گیس بافته که خودت می بافتی .
ولی ماجو گوهر زن ها ی امروزی از موی حنایی خوششون نمیاد و نزدیک ترین رنگ به حنایی همون رنگ شرابی است .
واقعا رنگ قشنگی هست .
تو سپاهی دانش تو روستا همه زن های ترک چشم و ابرو مشگی و موهای مشگی داشتند .
اما امان از دختر هاو زن های ارمنی .
همه چشم ابی و موهای بور و خیلی ها شون شرابی خالص
به رنگ شراب هایی که خودشون درست می کردند .
راسی
دو نفرشون را از نزدیک دیدی همون مادر و دختری که مهمونت بودند .
یادت هست چه چشمها و موهای قشنگی داشتند .
با دست های خودت براشون شامی پختی و چقدر دوست داشتند .
هردو نفر اونجا هستند پیش تو .
یه گشتی بزن میبینی اونا را می شناسن تو را .
اگه دیدیشون سلام منو حتما برسون .
................
ماجو گوهر
دیگه از موهای قشنگ و فابریک خبری نیست
نمی دونی بازار رنگ کردن مو چقدر داغ هست .
و بیشتر طرفدار موی بور .

هر زن سیاه سوخته ای با موی سیاه میره ارایشگاه و با موی زرد و بور یک دست میاد بیرون .
یکی نیست بهش بگه اونی که خدا بهش موی بور داده صورت سفید هم داده و چشم های ابی .
تو با این رنگ کردن بیشتر رسوا می کنی خودت را .
......................
تا چند سال پیش یه نوع مو رنگ کردن بود که بهش می گفتن (مش ) کردن .یعنی قبضه هایی از مو را رنگ دیگه می کردند قاطی مو هاشون
که مش استخونی بیشتر طرفدار داشت .
یه مدت هم مدل گو گوشی که مثل پسر ها کوتاه می کردند .

ولی حالا مدل ها هر دمبیل شده .
دیگه از گیس و گیس بافتن هم خبری نیست ما جو گوهر .
یعنی دیگه دختر ها و زن ها بلد نیستند گیس ببافند .
..........................
گذشت اون زمانی که یه تار موی زن ها یا دختر ها را نمیشد دید
الان دیگه از چارقدی که سرت می کردی و یه سون قفلی که چند مهره مازو و یه ...س گربه بهش اویزون بود و گاهی هم یه دعای کوچک که تو پارچه سبز مخملی بود و اسیه دوست سید مختص ابادی برات اورده بود و
می زدی ریر حلقت خبری نیست ماجو گوهر .
شاید موهات را بابا بزرگ علی اکبر هم درست ندیده بود یه دل سیر
چه برسه به فک و فامیل .
اخه چارقدت را گاه گاهی که می رفتی حموم از سرت بر می داشتی .
.......................
الان مو ها را رنگ می کنن و یه چیزی شال مانند می ندازن روش .
یه قبضه از مو ها جلو سر ریخته تو پیشونی و یک دسته هم عقب سر در اهتزاز
یه چیزی هم پشت سر وقتی که مو ها را قلمبه کردند بهش می زنند که مو ها میاد بالا و 10سانتی اونایی که قد کوتاه هستند را بلند تر نشون میده .قدیم بهش می گفتن تل ولی حالا می گن .....
......................
راسی
نمیدونم اونجا با چاقد هستی یا بی چارقد
گشت ارشاد هم دارین یانه .
اگه دارین مواظب باش گیر نیفتی و ابروی بابا بزرگ را نبری تا بیاد تعهد بده برات
اینجا که گاه گداری دختر ها و زن ها گیر گشت ارشاد می افتن .
البته حق با گشت ارشاد هست .
ولی زن ها و دختر ها هم حق دارن
100 هزار تومن می دن مو رنگ می کنند نمی خوان که نشون عمه و خاله بدن !!!!